العلامة المجلسي

134

حياة القلوب ( فارسي )

نشانيدند ، وديو سركشى را كه به آن فخر كرد مطرود أزل وابد گردانيدند ؛ وخاك چون در مقام شكستگى وخاكسارى برآمد ، پايمال هر نيك وبد گرديد حق تعالى أو را محلّ رحمتهاى صوري ومعنوي گردانيده ، هر گل ولاله وگياهى را از آن رويانيد ، وهر دانه وطعام وگياهى كه در آن لذت ومنفعتى بود از آن به وجود آورد ، پس آن را مادهء خلقت انسان كه اشرف مكوّنات است گردانيد وأو را به عقل نوراني وروح آسمانى وقلب رحماني مزيّن گردانيد ، وقابليت ترقيات نامتناهى در أو مكنون ساخت ، تا آنكه أو را از أفلاك رفيعه واجرام نيّره اشرف گردانيد ، وخاك زمين را به عرش برين بالا برد ومحرم اسرار الهى وجليس محفل « لي مع اللّه » گردانيد ، وسلطاني ممالك وجود را به أو مفوّض ساخت ، وكليد خزاين علوم سماوات وأرضين را در كف أو نهاد ؛ پس آتش را به سركشى ، خاك بر سر شد ، وخاك به فروتنى ملائكة را مسجود ورهبر شد . در اين مقام ، سخن بسيار است ومجال تنگ ، به همين اكتفا نموده رجوع به نقل أحاديث مىنمائيم : به سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه منقول است كه : أول بقعه‌اى كه خدا را بر روى آن عبادت كردند پشت كوفه بود كه نجف اشرف باشد ، چون خدا امر كرد ملائكة را كه آدم را سجده كنند ، در آنجا سجده كردند « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : أول كفرى كه به خدا كردند وقتي بود كه خدا آدم را خلق كرد ، شيطان كافر شد كه امر خدا را بر أو رد كرد ؛ وأول حسدى كه در زمين بردند حسد قابيل بود بر هابيل ؛ وأول حرصي كه بكار بردند حرص آدم بود كه با وفور نعمتهاى بهشت از شجرهء منهيّه تناول كرد ، پس حرص أو ، أو را از بهشت بيرون كرد « 2 » . وبه سند معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : شيطان از خدا سؤال كرد كه أو را مهلت دهد تا روز قيامت ، حق تعالى أو را مهلت داد تا يوم وقت معلوم ، وآن روزى است

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 34 . ( 2 ) . مصدر قبلي .